دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
390
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
دو گلچينى كه براى اسكندر سلطان فراهم شده ، از نظر تذهيب هم اهميتى قاطع دارد . كتاب گلبنكيان شايد زيباترين سرلوح مكتب آغازين تيمورى را داشته باشد . سرلوح دو صفحهاى آن مثل تزيين خشت موزاييك ساختمانهاى اين دوره آرايش يافته است و شايد بتوان شبيه اين دو صفحه را در درب ورودى مدرسه الغ بيك ، عموى اسكندر و در ريگستان سمرقند پيدا كرد كه بين سالهاى 1417 م . و 1420 م . ساخته شد . نقش گلسرخ ميانى آن نظير نقش گلسرخ پنجره گوتيكى ( از حيث آرايش و شكوه تزيين اسليميهاى گياهى آن ) شبيه ويژگى مشابهى است كه در تزيين معمارى اين درب ورودى به كار رفته است « 1 » ؛ در ضمن دايرههاى نقشپردازانه كوفى و لوزيهاى آن در چارچوب صفحه در همه قسمتهاى تزيين مدرسه به كار رفته است . مىدانيم كه هنرمندان ديگر اين كتاب يعنى خوشنويسان در طراحى كتيبههاى عظيم ساختمانها هم به كار گرفته شده بودند ؛ و نيز نگارگران كتاب در تزيين كاخها و اردوگاههاى چادرى سمرقند دست داشتند و اين اطلاعات را فرستاده سياسى كاستيل روى گونسالس دو كلاويخو ارائه داده است « 2 » . پيشتر به موقعيت و شرايط خاص اين دو گلچين تأكيد شد ؛ فقط مىبايد به دو ويژگى ديگر هم اشارهاى شود كه آنها را متمايز و مشخص مىسازد : ويژگى اول از ويژگيهاى ديرياز و مداوم نبود و دومى هم در دوره بعد اقتباس و توسعه يافت . هردو گلچين دربردارنده تركيببنديهاى دو صفحهاى است و بزرگتر از اندازه معمولى هم نيست ؛ با اينكه از حيث شكل و سازمانبندى متفاوت است . چنانكه پيشتر در يكى از موارد اشاره شد ، هردو نيم صفحه مىتواند براى تقابل و تباين به كار رود . هرچند در كتاب كوچكتر براى منظره عمومى شهر مكه و كعبه به كار مىرفت ؛ اما اين عمل بر هماهنگى و وحدت كتاب ( از حيث متن و تذهيب ) كه كاملا حاصل شده ، لطمه وارد ساخته است : به همين دليل تعجبآور نيست كه تركيببندى دو صفحهاى بعدها به طور كلى در سرلوح كتابها به كار نرود ؛ جز يك استثناء آن هم در مورد تصويرهاى نسخه ظفرنامه شرف الدين على يزدى كه در سال 1467 م . استنساخ شد و اكنون در نگارخانه هنرى والترز در شهر بالتيمور است « 3 » . دومين نوآورى دراين دو گلچين رواج تزيين حاشيهاى در قالب و شكل قطعات ريز آرايهاى و يا پيكرهاى است . سنت كهن مكتب شيراز هنوز بر بعضى از نگارههاى ايندو گلچين غلبه دارد ؛ گواينكه جلا و پيچيدگى مكتب جلايرى ، صراحت آنها را تغيير داده است « 4 » . ولى قوت اين سنت كهن كافى بود تا
--> ( 1 ) - هيل و گرابر ، تصوير 64 . ( 2 ) - كلاويخو ، ترجمه لسترنج ، صص 220 ، 228 - 227 ، 230 ، 55 - 237 ، 76 - 268 . ( 3 ) - در مورد اين نگارهها كه منسوب به بهزاد است به صفحات بعدى اين بررسى رجوع كنيد . ( 4 ) - سچوكين ، نسخ خطى تيمورى ، تصوير XVI ، گرى ، نقاشى ايران ( 1961 م . ) ، ص 74 ؛ رابينسون ، نقاشى نگارگرى ايران ، تصوير 8 .